الملا فتح الله الكاشاني

149

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( الْيَمِينِ ) * براى اصحاب دست راست و ميتواند بود كه اين جار و مجرور متعلق بفعل محذوف باشد و تقدير اينكه ( و جعلناهن لاصحاب اليمين ) يا صفت ابكار باشد يا خبر مبتداى محذوف و تقدير اينكه هن لاصحاب اليمين يا خبر قول او سبحانه * ( ثُلَّةٌ مِنَ الأَوَّلِينَ ) * يعنى مر اصحاب دست راست گروهىاند از پيشينيان * ( وَثُلَّةٌ مِنَ الآخِرِينَ ) * و گروهى از پسينيان و بنا بر سه وجه اول خبر مبتداى محذوفست و تقدير اينكه ( هم ثلة من الاولين و ثلاثة من الاخرين ) يعنى اصحاب دست راست گروهىاند از امم سابقه و گروهى از اين امت و مرويست از حضرت رسول ( ص ) كه از آدم تا من يك ثلة است و از من تا قيامت يك ثله و ثله من تمام نشود مگر به اين سياهان كه در بيابان شتر ميچرانند و ميگويند كه لا إله الا اللَّه محمد رسول اللَّه و از اينجا معلوم مىشود كه هيچكس از امت مرحومه مخلد در دوزخ نخواهد ماند و نيز در حديث آمده كه ارجوا ان تكونوا نصف اهل الجنة اميدوارم كه شما نصف اهل بهشت باشيد و قبل از اين گذشت كه پيغمبر فرمود كه اهل بهشت صد و بيست صف باشند هشتاد از آن از امت من و از حسن روايتست كه سابقان امم ماضيه اكثر از سابقان اين امتاند و تابعان امم سالفه اقلند از تابعان اين امت و از ضحاك و مجاهد نقل كرده‌اند كه حضرت رسول ( ص ) فرمود كه الثلثان جميعا من امتى يعنى اين هر دو گروه از امت مناند اما قول اول اشهر و اصح است و مؤيد اينست روايات صحيحه كه در اين باب ماثور شده از آن جمله از عبد اللَّه بن مسعود مرويست كه شبى يا رسول مكالمه مينمودم و آن حضرت اخبار امم ماضيه را بيان ميفرمود چون مجلس تمام شد برخواستيم و هر يك به خانه خود رفتيم روز ديگر آن حضرت فرمود كه دوش پيغمبران گذشته و اتباع ايشان را بر من عرض كردند بعضى انبيا را ديدم كه امت بسيار داشتند و برخى ديگر كمتر از ايشان و بعضى ديگر بيش از سه كس نداشتند و جماعتى ديگر زياده از يكى نبود و ديگرى را هيچ امت نبود پيغمبرى را ديدم كه مىآمد با امت بسيار از كثرة ايشان متعجب شدم گفتم خداوندا اين كدام پيغمبر است كه اين همه امت دارد گفتند كه اين برادر تست موسى بن عمران و اينها بنى اسرائيلاند گفتم بار خدايا امت من كجايند گفت بدست راست خود نگر چون نگاه كردم صحراى مكه را ديدم كه چندان كه چشم كار ميكرد مردمان بودند گفتم بار خدايا اينها كيستند ندا آمد كه ايشان امتان تواند راضى شدى يا نه گفتم بلى راضى شدم فرمود كه در جانب چپ نگر چون نگاه كردم از كثرة ايشان افق آسمان پوشيده بود گفتم اينها كيستند فرمود كه اينها نيز امت تواند خوشنود شدى گفتم آرى خوشنود گشتم بعد از آن فرمود كه در ميان